ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

زن زیباست...

زن زیبـاســت ... چه آن زمان که از فرط خستگی چهره اش در هم است... چه آن زمان که... خود را می آراید از پس همه خستگیهایش... ......چه آن زمان که فریاد می زند بر سرت و تو فقط حرکت زیبای لبهایش را مبینی... چه آن زمان که کودکی جانش را به لبانش رسانده و دست بر پیشانی زده و لبخند می زند... زن زیباست.. آن زمانی که خسته از همه تُهمت ها و نابرابریها باز فراموشش نمی شود؛ مادر است، همسر است. زن زیباست ... زمانی که زمانی که لطافت جسم و روحش را توأمان درک کردی ... زمانی که خرامیدنش را بین بازوانت فهمیدی ... زمانی که نداشته های خودت را به حساب ضعفش نگذاشتی ... آری زن زیبـــــاست... اگر بفهمى.. ...
12 بهمن 1391

به سلامتی مادرم...

 الان یه خورده میفهمم مادرم واسم چه زحمتهایی کشیدهههههههههههههههههههه به سلامتی مادری که واسش دختر و پسر بودن مهم نیست به سلامتی مادری که خودشو پیر میکنه تا ثمره زندگیش جوون بشه به سلامتی مادری که خودش نمیخوابه تا ثمره زندگیش بخوابه به سلامتی مادری که نُه ماه درد میکشه تا ثمره زندگیش به دنیا بیاد به سلامتی مادری که 3کیلو سنگین میشه تا ثمره زندگیش جون بگیره به سلامتی مادری که پوستش میوفته تا پوستِ ثمره زندگیش نیوفته به سلامتی قلب مادری که دوبل میزنه تا قلب ثمره زندگیش عادی بزنه.. مادرم دوستت دارم ...
12 بهمن 1391

برام هیچ حسی شبیه تو نیست...

برام هیچ حسی شبیه تو نیست !   کنار تو درگیر آرامشم همین از تمام جهان کافیه.. همین که کنارت نفس میکشم . . . برام هیچ حسی شبیه تو نیست تو پایان هر جستجوی منی تماشای تو عین آرامشه .. تو زیباترین آرزوی منی   1391/11/09 ...
9 بهمن 1391

رنگ ها و ادمهاااااااااااااا

رنگها و ادمهاااااااااا بعضی سبزند:مانند روح بهار مهربان و همراه و هرگاه که نیستند گویا بهار را با خود برده اند بعضی آبی اند:مانند آسمان روشن... بی ابر و بی آلایش و پاک و هرگاه که می خندند ایمان می آوری امشب آسمان صاف است. بعضی سرخند:مانند گونه های شقایق دل انگیز و دل فریب. عشق در تمامی رگ های شان جاری است و می توانی با آن ها بروی... آنها میدانند خدا خانه اش را کجا می سازد. اما آنان که سپیدند: به معصومیت ابرهای لبریز از گریه می مانند با آنها باش... می شویند و می برند بدی ها را .دست در دستشان بگذار تا یک سبد نور هدیه ات باشد. بعضی هم سیاه و دیگرند: مانند شب های سرد و بی پناه زمستان.نمی شود با آنها لبخند زد ...
8 بهمن 1391

زن که باشی...

زن که باشی ؛ همه ی دیوانگی های عالم را بلدی !! میتوانی زیر لب ترانه بخوانی و آشپزی کنی ! میتوانی جلو آیینه موهایت را شانه کنی و نگاهش را حس کنی .. میتوانی ساعتها به امید گره خوردن شالش دور گردنش ببافی ودر هر رج بوسه بکاری برای روز مبادا که شاید کنارش نباشی .. زن که باشی باید صبور باشی ؛ مدارا کنی و لبخند بزنی با همه ی بغضی که داری !! زن که باشی هزار بار هم که بگوید " دوستت دارد " باز هم خواهی پرسید : " دوستم داری" و ته دلت همیشه خواهد لرزید .. ...
8 بهمن 1391